![]() |
![]() |
|
|
این سومین سالیست که ولنتاین با هم هستیم! "و ما اغاز کرده ایم" ولنتاینت مبارک همسرم همدمم همدلم...ارامشم...و نماینده ی عشق الهی رو زمین برای من!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 16:18 توسط آقایی و خانومی |
|
|
سلام سلام جوجوی من
بعد از یک ترم پر از تلاش و کوشش و یک تعطیلات کوتاه که البته به من که خیلی خوش گذشت جوجوی من داره یه ترم جدید رو شروع می کنه جوجو امیدوارم این ترم هم مثل ترم پیش پر انرژی شروع کنی و پر انرژی هم تمومش کنی. دوست دارم عزیز دلم. فدای تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 22:59 توسط آقایی و خانومی |
|
|
سلام عزیز دلم جوجویی من یکی دو روز دیگه امتحاناش تموم می شه. هوراااااااااا می دونم جوجویی خیلی برای این ترم زحمت کشیدی. مطمئن باش یه روزی که خیلی هم دور نیست نتیجه این همه تلاش و زحمت رو می بینی. چند تا چیز قشنگ دیدم که گفتم برات بنویسم. امیدوارم که این امتحان آخر رو هم مثل دوتای دیگه توپ بدی
هیچ راه میان بری وجود ندارد، برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ باید نسبت به قبل کارتان را کمی زودتر شروع کنید، کمی بیشتر کار کنید و کمی دیرتر دست از کار بکشید. بسیاری از مردم در انتظار معجزه هستند. حال آنکه خودشان هستند که باید خالق معجزه باشند. این نه شرایط و اوضاع بلکه واکنشهای شما نسبت به آنهاست که در نهایت موفقیت یا شکست شما را رقم می زند. درون هر مشکلی که با آن مواجه می شوید، بذر موفقیت یا سودی به همان اندازه و یا بزرگتر نهفته است بگردید و پیدایش کنید و از آن بهره برداری کنید. در هر زمینه موفق ترین افراد کسانی هستند که در مقایسه با دیگران وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی بیشتر برای انجام کار می کنند دوست دارم عزیزم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 12:13 توسط آقایی و خانومی |
|
|
سلام عزیزم خسته نباشی
امیدوارم روزهای خوبی پیش رو داشته باشی ... من که میدونی مشغولم اولی که خوب بود ولی همچنان امتحانام مونده... گاهی حسابی ادم دلش میگیره و احساس های عجیبی پیدا میکنه... (یه چیزی بگم؟ ازینکه اون حلقه رو که بهت داده بودم رو گفتی که گم کردی یه کم دلخور شدم اخه من اون حلقه رو خیلی دوست داشتم و به همین خاطر به تو دادمش..بعدشم که من حالم گرفته بودو ...بگذریم)
و اما اینجا که من نشسته ام صدای باران میاید و باد!...کسی چه میداند که ره اورد فردا چه خواهد بود؟! در دنیا دلهای اندکی زنده می مانند و من داناییم از دنیا تنها احساسیست که دارم! و هنگامی که واقعی باشند زنده نگه شان میدارم... عشق میبردمان به بالا جایی که به ان تعلق داریم دور ازین دنیا میدانیم که ان بالا جاییست که بادی پاک میوزد...انچه داریم "اینجاست" و "اکنون"! در تمام زندگیمان باید جستجو کنیم.... روزهایت پرتغالی باد! و حالا که به پایان میرسانم برف میبارد..این اولین برف زمستانی شهر ماست ....(چقدر جات خالیه خانومی تو!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم بهمن 1384ساعت 15:22 توسط آقایی و خانومی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا خونه دل ماست که هرازگاهی تو اون روزانه ها و دلانه های خودمون رو ثبت می کنیم...
|
| آرشیو موضوعی |
|
روزانه ها دلانه ها |
| پیوندها |
|
مجموعه اشعار شعرای نامی مجموعه قوانین مرفی دایره المعارف عظیم ویکی پدیا |