![]() |
![]() |
|
|
امروز هم به نیمه رسید...مونده ۳ روز دیگه تا برگزاری مراسم ما...هم نگرانم...هم مشتاق...هم خوشحال...
مشتاق از بابت قدم گذاشتن به مرحله جدیدی از زندگی که در کنار جوجو خواهد بود... خوشحال از بابت اینکه ۳ روز دیگه مراسم عروسی من و جوجو هست و کلی مهمون میاد برای مراسم ما... نگران از بابت خوب برگزار شدن مراسم...خوش گذشتن به مهمونها...کم و کسر نیاوردن چیزی تو مراسم ... کم نیاوردن پول (این موضوع این یکی دو روزه نگرانم کرده که امیدوارم خدا خودش گشایشی تو اون برامون داشته باشه)...صحیح و سالم و اومدن مهمونا و برگشتنشون... خدا خودش کمکون کنه که با خوبی و خوشی همه چیز برگزار بشه و خاطره زیبایی از اون روز و شب برامون باقی بمونه... دوست دارم و برات در این چند روز آرامش و شادی از خدا می خوام... مواظب خودت باش...بووووووووووووووووووووووووووووووووس... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 12:32 توسط آقایی و خانومی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا خونه دل ماست که هرازگاهی تو اون روزانه ها و دلانه های خودمون رو ثبت می کنیم...
|
| آرشیو موضوعی |
|
روزانه ها دلانه ها |
| پیوندها |
|
مجموعه اشعار شعرای نامی مجموعه قوانین مرفی دایره المعارف عظیم ویکی پدیا |