<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> Mr. BaghBaghoo and Ms. JooJoo</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 22 Jul 2007 10:39:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سلام بر دنیای جدید تاهل</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>سلام سلام سلام...&lt;BR&gt;این اولین نوشته بقبقو در دنیای جدید تاهل رسمی است...&lt;BR&gt;آخییییییییییییییییییییییش...&lt;BR&gt;تقریبا بخش عمده چیزایی که نگرانش بودیم با خوبی و خوشی تموم شد...&lt;BR&gt;مراسممون که تو یه نوشته جدا باید به اون بپردازم...&lt;BR&gt;مسافرتمون به نوشهر که اونم یه نوشته جدا می خواد...&lt;BR&gt;خونه جدیدمون که مشغول کاراشیم و اثاث کشی و ...&lt;BR&gt;بعد هم مراسم اراک که امیدوارم اون هم با خوبی و خوشی تموم بشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی حرف برای گفتن هست...ولی حیف که فعلا وقت و انرژی اون نیست...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اولین فرصت کلی چیزا باید اینجا بنویسم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما لازمه اینجا بگم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوجو...به خاطر همه چیز ازت ممونم و دوست دارررررررررررررررررررررمممممممممممم...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Jul 2007 10:39:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظ دنیای مجردی...</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>امروز دیگه رسما آخری روزیه که در عالم نیمه مجردی اینجا می نویسم...پس فردا خدا بخواد دیگه مراسم هست و کم کم باید از عالم مجردی خداحافظی کرد و رسما وارد دنیای متاهلی شد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخ که چقدر خوشحالم از بابت این موضوع...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه اینکه امروز سر خونه هشتگرد اعصابم خورد شد... این نقاش فلان فلان شده ما رو گذاشته سر کار...با بابا بنده خدا هماهنگ کردم بره اونجا کارا رو ردیف کنه...خودمم برم دیگه تمومش کنم...نشد... این نقاش لعنتی امروز هم کارش تا آخر وقت طول می کشه و تموم نمی شه...مسخره کرده مارو...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فردا مستاجر جدید می خواد اثاث بیاره... موندم چی کار کنم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینم از آخرین نوشته این وبلاگ تا قبل از مراسم و در دنیای مجردی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام آینده زیبا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام فرداهایی پر امید و ژر نشاط...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام دنیای جدید متاهلی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما اومدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینم برای خانومی... (دوست دارم و امیدوارم همیشه و در کنار هم ایام خوب و خوشی داشته باشیم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;...)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Jul 2007 08:48:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدای پاش میاد</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>امروز هم به نیمه رسید...مونده ۳ روز دیگه تا برگزاری مراسم ما...هم نگرانم...هم مشتاق...هم خوشحال...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشتاق از بابت قدم گذاشتن به مرحله جدیدی از زندگی که در کنار جوجو خواهد بود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشحال از بابت اینکه ۳ روز دیگه مراسم عروسی من و جوجو هست و کلی مهمون میاد برای مراسم ما...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگران از بابت خوب برگزار شدن مراسم...خوش گذشتن به مهمونها...کم و کسر نیاوردن چیزی تو مراسم ... کم نیاوردن پول (این موضوع این یکی دو روزه نگرانم کرده که امیدوارم خدا خودش گشایشی تو اون برامون داشته باشه)...صحیح و سالم و اومدن مهمونا و برگشتنشون...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا خودش کمکون کنه که با خوبی و خوشی همه چیز برگزار بشه و خاطره زیبایی از اون روز و شب برامون باقی بمونه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم و برات در این چند روز آرامش و شادی از خدا می خوام...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب خودت باش...بووووووووووووووووووووووووووووووووس...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Jul 2007 09:02:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کم کمک...</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>سلام سلام سلام...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آره جوجو...با چشم بر هم زدنی گذشت...عمرامون چقدر زود داره می گذره...انگار همین دیروز بود که باهم برای اولین بار دیدار کردیم...همین دیروز بود که اومدیم خواستگاری...همین دیروز بود که عقد کردیم...همین دیروز بود که... وای که چقدر زود داره می گذره...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز رفتم خونه پونک رو تحویل گرفتم...جوجو و بقبقو دیگه الان یه سقف برای بالا سر خودشون دارن...خدار رو شکر بابت این موضوع...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیشب خواب می دیدم که تو یه مراسم قرعه کشی هستیم...همه چیز رو قرعه کشی کردن و ما هیچ چیزی نبردیم...نا امید از قرعه کشی...زمانی که بهترین جایزه رو می خواستن اعلام کنن که یه ماشین زانتیا بود...اسم ما رو خوندن...بعد گفتن باید یه بار دیگه قرعه کشی کنیم اگه باز اسمتون درومد مال شما...بازم قرعه کشی کردن...اسم ما درومد...توخواب اینقدر چسبید...هر دوتامون کلی خوشحال بودیم...از خواب که بیدار شدم اینقدر دلم سوخت...که کاشکی تو بیداری بود...نه به خاطر نتیجه قرعه کشی...بلکه به خاطر شادی و شعفی که بعد از اون داشتیم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه کم کمک باید آماده بشیم برای برگزاری مراسم...جوجو این چند روز بیشتر از من درگیره...امیدوارم با خوبی و خوشی همه چیز این چند روز بگذره...مراسم با شکوه هرچه بیشتر بگزار بشه...به همه خوش بگذره و اون روز و شب برای همیشه خاطره شیرینی بشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم جوجو و خوشحالم که همسفرم هستی عزیز دلم...همیشه آرام باشی...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jul 2007 08:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Our wedding</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>سلام بقبقو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشحالم که خوشحالی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیدی چشم به هم زدیم زمان گذشت.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس...........&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jul 2007 05:21:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خونه هشتگرد</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>امروز از صبح رفتم هشتگرد...دیگه کم کم دارم از این رفتن و اومدنای به هشتگرد خسته می شم...تو این هاگیر واگیر (به قول جوجویی) عروسی دیگه این خونه هشتگرد شده یه دردسر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نقاش مشغول بود و داشت سقفا رو رنگ می زد...دیوارم که قراره کاغذ دیواری کنیم...امیدوارم یه چیز به درد بخور از آب در بیاد...برای تلفن هم اقدام کردم...(چقدر کار اداری تو این مملکت مصیبت داره) بعدشم برای کولر اقدام کردم...قرار شد دوباره فردا برم اونجا بیاد برای نصب...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذریم از همه این سختیها...کم کم داره روز مراسم عروسی جوجو و بقبقو نزدیک میشه...امروز جوجو رفته بود دنبال تاج خدا رو شکر چیزی که می خواست مثل اینکه پیدا کرده...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز من هم باید دنبال شیرینی و پس فردا هم کی میام پیش جوجو برای ست کردن برنامه ها...هوراااااااااااااااااا... چقدر خوشحالم که دوران باهم بودن داره نزدیک و نزدیک تر میشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برات آرزوی لحظاتی خوش دارم عزیز دلم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Jul 2007 11:56:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گلاب گلاب کاشونه</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>گلاب گلاب کاشونه ماشالا...عروسی ججوججو جونه ایشالا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام جوجو...آخرین روزهای دوران مجردی رو چه جوری طی می کنی عزیزم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه کم کم داریم می رسیم به مراسم عروسی ... شروع زندگی مشترک زیر یک سقف و آغاز یه تجربه دیگه در زندگی هر دومون اما این بار بصورت مشترک و با هم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی خوشحالم که رابطه قشنگمون با همه فراز و نشیبهایی که داشت&amp;nbsp;و با همه شیرینهای بی شمارش و بعضی تلخیها و سختیهاش داره به یه نقطه شروع دیگه نزدیک میشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس خیلی خوبی دارم جوجو... یه احساس تازه شدن و نو شدن... یه احساس قشنگ که آدم در ابتدای هر تجربه جدیدی اونو با خودش داره... به فول خودت یه جور اضطراب همراه با اشتیاق...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چندان نگران مراسم نیستم... چون خوب یا بد بالاخره یه شبه که می گذره و تموم میشه... بیشتر مشتاق و نگران آیندمون هستم و در فکر سرنوشت که برامون چی نوشته و چه خوابی برامون دیده... امیدوارم که لحظاتی زیبا و به یادموندنی به تعداد بی شمار در انتظارمون باشه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و امیدوارم در برابر سختیها و مشکلات که بخش جدایی ناپذیر هر زندگی مشترک هست همیشه مقاوم و استوار باشیم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به امید فرداهایی بهتر و زیباتر در سایه تلاش و همت و گذشت خودمون...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بقبقو...&lt;BR&gt;۱۰ روز مانده با مراسم عروسی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Jul 2007 10:18:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عروسی</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>خیلی وقته که اینجا نیومدم چیزی بنویسم...بیشتر از یک ماهه...&lt;BR&gt;دلیل اصلیش که تنبلیه ولی بعد از تنبلی کارای زیادی بوده که رو سرمون این چند وقت خراب شده...اول از همه خونه هشتگرد و به سرانجام رسیدن اون پس از کلی فراز و نشیب بود...بالاخره وام ۱۸۰۰۰۰۰۰ میلیون تومانی هشتگرد رو گرفتیم و رفتیم محضر برای سند و کارا تموم شد...حالا باید دنبال یه مستاجر خوب باشیم برای اونجا که خونه رو همین جوری صحیح و سالم بهمون تحویل بده...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد اینکه این چند وقته دنبال کارای عروسی بودیم و هستیم...عرض شود که در تاریخ ۲۱ تیرماه عروسی جوجو و بقبقو هست و تا اون تاریخ کلی کار هست که باید انجام بدیم...خریدهای مراسم...خود مراسم...تحویل گرفتن خونه پونک و اسباب کشی به اون خونه و ... یه مسافرت هم به نوشهر قراره که داشته باشیم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توزیع کارتامون رو شروع کردیم و کم کم داریم مهمونامون رو دعوت می کنیم...احتمالا حدود ۳۲۰ تا ۳۵۰ نفر مهمون داشته باشیم برای اون شب...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی...۵شنبه ۴ مرداد هم یه مراسم دیگه تو اراک داریم برای جماعت اراکیها که نمی تونن بیان رشت... امیدوارم که اون هم با خوبی و خوشی برگزار بشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه اینکه این چند وقته هوا هوای عروسی و شادی هست...امیدوارم دل جوجوی من شاد باشه و از این لحظات لذت ببره...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی...الان جوجوی من تو راهه و داره میاد تهران که ایشالا بریم لباسش رو تحویل بگیریم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم جوجو...فعلا بوووووووووووووووووووووووس...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Jun 2007 10:20:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولدت مبارک بقبقو...</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلاب گلاب کاشونه ...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/19.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تولد بقبقو جونه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بقبقو جون بقبقو جون جوجو جونو ماچش کن یک ماچ آبدارش کن...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.celebrations.cakesplus.com.au/i/tn-angled-birthday-cake.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام عزیزم..نمی دونم چی باید بنویسم برات یا چی بگم که با همه ی گفته ها متفاوت باشه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط این رو میگم که تولد آدمها اون روزی نیست که تو شناسنامشون مینویسن..تولد آدمها روزیه که رشد میکنن و متعالی تر میشن و به گوهر حقیقی وجود با ارزششون پی میبرن...پس بعضی ها هنوز متولد نشدن و بعضی ها هم هر روز متولد میشن ..بعضی ها گاه گاهی تولدشون میشه و بعضی دیگه هیچوقت معنی تولدو نمی چشن! آرزو دارم که ماها جز اون عده ای نباشیم که هیچ تولدی غیر از تولد شناسنامه ای ندارن...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/18.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا چشماتو ببندو یه آرزو کن..فقط یه آرزوها!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp; بعد چشماتو باز کن و شمع این کیکها رو فوت کن...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال که قسمت نشد نه تولد من و نه مال تو ٫ پیش هم باشیم اما انشاالله سال دیگه جبران میکنیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fleckensteins.com/Balloons/balloon%20happy%20birthday%20cake.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما آرزوهای من برای هر دومون:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;&quot; برای تو و خویش &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;چشمانی آرزو میکنم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;که چراغ ها و نشانه ها را &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;در ظلمات مان ببیند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;گوشی که &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;صداها و شناسه ها را&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;در بیهوشی مان بشنود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;برای تو و خویش روحی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;که این همه را در خود گیرد و بپذیرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;و زبانی که در صداقت خود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;ما را از خاموشی خویش &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;بیرون کشد و &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;بگذارد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;ازآن چیزها که در بندمان کشیده است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;سخن بگوییم...&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#99cc33&gt;تولدت مبارک همیشه در یادم....&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 May 2007 19:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=126</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ذوق</title>
<link>http://hpamba.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>جمعه رفته بودیم هشتگرد که آشپزخونه رو تمیز کنیم تا کابینت بشه..همه چی یه طرف..وقتی به بقبقو نگاه میکردم (مثل قبل که هر وقت راجع به خونه حرف میزد کلی ذوق داشت و شاد بود..)اینبار هم ذوق کودکانه ای تو چشاش موج میزد ...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;و میشد حس کرد که از خرید خونه چقدر خوشحاله درسته تو تهران نیست اما جای با صفاییه و&amp;nbsp; خوش منظرست...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایشاالله همیشه شاد باشی بوق بوق من&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Apr 2007 06:08:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hpamba&amp;postid=125</comments>
<dc:creator>hpamba</dc:creator>
<guid>http://hpamba.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
